الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
248
الغدير ( فارسي )
فان كان لا يدرى فتلك مصيبة و إن كان يدرى فالمصيبة اعظم اگر نميداند اين خود مصيبتى است و اگر ميداند مصيبت بزرگتر است در ميان اين گروه ( معاند ) كسى هست : كه دهان بىپرواى خود را به اين سخن ميآلايد كه : اين حديث را غير از احمد در مسندش كسى روايت نكرده ! ! ( 1 ) و مسند احمد هم مشتمل بر حديث صحيح و ضعيف مىباشد ! اين شخص گوئى به هيچ تاليفى جز مسند احمد دست نيافته ؟ ! و يا سير و سلوك علمى او را بر اسنادهاى صحيح و بهم پيوسته و نيرومند در كتابهاى صحيح و مسندها و سنن و غيرها واقف ننموده و گوئى بر آنچه كه علماء بنام و مشهور در پيرامون احمد و مسند او جداگانه تاليف نمودهاند آگاهى نيافته ! يا سخن سبكى به گوش او نخورده كه در جلد 1 طبقاتش ص 201 گويد كه : احمد ، مسند خود را تاليف نموده و اين كتاب اصلى از اصول اين امّت است ، امام حافظ ، ابو موسى مدينى ( شرح حال او در ج 1 ص 190 گذشت ) گويد : مسند امام احمد ، اصل بزرگ ، و مرجع استوار و محكمى است براى اصحاب حديث ، كتاب مزبور منتخبى است مشتمل بر احاديث بسيار و مسموعات فراوان ، و در نتيجه ، اين كتاب پيشوا و تكيه گاه است ، و در موقع تنازع پناه گاه و مورد استناد است ، بنابر آنچه پدرم و ديگرى ما را خبر دادند ، باينكه مبارك بن عبد الجبّار از بغداد كتبا به آنها نوشت و گفت كه خبر داد ما را . . سپس سند را از طريق حافظ ابن بطَّه تا احمد ذكر نموده و گويد ، كه احمد گفت : همانا من اين كتاب ( مسند ) را جمع نمودم و آن را از بيش از هفتصد و پنجاه هزار حديث انتخاب كردم بنابر اين هر زمان مسلمين دربارهء حديثى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله اختلاف نمودند به آن ( مسند ) مراجعه نمايند ، اگر در آنجا بود هيچ و اگر نبود آن حديثى كه مورد اختلاف واقع شده فاقد حجيّت و سنديت است ، و عبد اللَّه گويد : بپدرم گفتم چرا از وضع كتب كراهت دارى ؟ در حالى كه خود مسند را به كار بستى
--> ( 1 ) ابن تيميه در منهاج السنه جلد 4 ص 86 اين عقيده را از ابن حزم آورده است .